دعای فرج این اشک ها... :: پیر ما گفت که جنگ است قلم بردارید

پیر ما گفت که جنگ است قلم بردارید

مبادا روز مرگی شما را از حضور تاریخی خویش غافل سازد... "سید شهیدان اهل قلم"

پیر ما گفت که جنگ است قلم بردارید

مبادا روز مرگی شما را از حضور تاریخی خویش غافل سازد... "سید شهیدان اهل قلم"

پیر ما گفت که جنگ است قلم بردارید

جنگ است، جنگ.
شاید نـرم نـیـسـت،
شاید.
گاهی به سختیه گلوله؛
گاهی به سختیه سخت افزار؛
ولی شاید نرم باشد...
گاهی به نرمی سربند یا مهدی ادرکنی،
و چفیه ای که جانماز بود در زیر آتش خمپاره؛
گاهی به سختی طعنه های اغیار به چادری بودنمان،
و گاهی به نرمی لبخند رضایت معبود، به خاطر میراث دار فاطمه سلام الله علیها بودنمان
ولی با همه ی این ها ما برای جنگ نیامده ایم.
کار ما، دفاع است...
*دفاع از آرمانهایمان*
جنگ طلب نیستیم؛ اما برای حفظ ارزشهایمان تا پای جان ایستاده ایم...
ولی در هر صورت جنگ است، جنگ.
پس هر که دارد هوس کرب و بلا،
بسم الله...

طبقه بندی موضوعی
وصیت شهدا

این اشک ها...

يكشنبه, ۱۶ آذر ۱۳۹۳، ۰۶:۳۲ ق.ظ

این اشک ها نتیجه ی اسلام زینب است
پس گریه می کنیم مسلمانمان کنند
"علی اکبر لطیفیان"


گریه آبی است که این کدورت ها و کثافت ها را می شوید و تو را به فطرت الهی خویش رجوع می دهد و دیگر باره اهل ولایت می شوی.

بگذار ما را اهل گریه بخوانند...

اگر آنها بدانند که در این گریه ها چه قدرتی نهفته است، خواب آنان حرام خواهد شد.

و به راستی اگر خداوند گریه را به انسان نبخشیده بود، هیچ چیزی نمی توانست کدورتی را که با گناه بر آیینه ی فطرتش می نشیند، پاک کند.


  • افسر جوان جنگ نرم

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

کد ِکج شدَنِ تَصآوير

ابزار پرش به بالا